حسن حسن زاده آملى
463
هزار و يك كلمه (فارسى)
خواجه طوسى در شرح فصل سىام نمط ششم اشارات در محو قمر يعنى كلف آن گويد : أمّا القمر فإن لم يكن محوه خيالا يتراءى فيه بالانعكاس كما ترى من الهالات و قسى قزح ، إلخ . ( ص 166 ، ط شيخ رضا ) در ديوان راقم آمده است : عناوين مجازى آدينده است * به نزد مردم اهل طريقت خيالى بيش نبود آدينده * تو پندارى كه مىباشد حقيقت جهت انكسار نور در جو است كه هيچ ستارهاى در جاى واقعى خويش ديده نمىشود ، و ارتفاع مرئى آنها از سطح افق نسبت به ارتفاع حقيقى آنها متفاوت مىگردد ، مگر آنكه در سمت الرأس باشد . به واسطهء انكسار نور است كه ماه شب چهارده هنگام غروب ، قبل از آنكه آفتاب غروب كرده باشد بالاى افق ديده مىشود . و غريبتر رؤيت خسوف بدر است قبل از غروب آفتاب . درجات انكسار نور را به حسب درجات ارتفاع مختلف يافتهاند : در زيج محمّد شاهى جدولى ترتيب داده شده است كه مقدار انكسار نور را از افق تا به ارتفاع نود درجه آورده است ، و حد اكثر انكسار نور را كه در افق مىباشد 32 دقيقه فلكى آورده است تا به ارتفاع نود درجه كه به صفر مىرسد و از اثر بيفتد . و 32 دقيقه فلكى هشت ثانيه زمانى است كه بسيار اندك است . بسل منجم حد اكثر انكسار را در ارتفاع پنج درجه ، 36 دقيقه و هفت ثانيه فلكى دانسته است . و به حساب لاپلاس 35 دقيقه و شش ثانيه فلكى و ليكن مقدار انكسار به صافى بودن هوا و عدم آن ، و نيز به رقّت و غلظت آن ، و به ديگر اوضاع جوّى ، تفاوت مىيابد ، و تعيين مقدار واقعى آن ، سخت تعذّر يا تعسّر دارد . و در زيج بهادرى كه ادق و أجدّ و اتم زيجات است با اينكه بسيارى از جداول رياضى را با دقت تمام آورده است در انكسار نور سخنى عنوان نكرده است ، گويا علّتش همان بود كه گفتهايم ضبط آن دشوار است . بلكه در خزينهء دوم جامع بهادرى كه خاصّه در علم